سرانجام یک عشق بعد از ازدواج

خانواده مشاوره روانشناسی و سبک زندگی ویژه

سرانجام یک عشق بعد از ازدواج

به یکدیگر بسیار علاقمند بودیم و عشق می ورزیدیم ،با کمترین تاخیر در دیدار, قرار از کف داده ونگرانی و دلواپسی به روح و احساسمان چنگ می انداخت ،احترام متقابل،درک متقابل،توجه به توقعات وانتظارات یکدیگر ،همزبانی وهمدلی در خانواده دونفری ونو پایمان موج میزد و زندگی شیرین بود.
باتولد اولین فرزند روابط رو به سردی گرایید.دراین اندیشه فرو رفتم که همسرم دیگر مرا دوست ندارد،مرا درک نمیکند،فراموشم کرده است،با تولد بچه او دیگر به من نیاز ندارد.
قبلا خانه و کاشانه کانون گرم بود مرتب تمیز وبا سر و سامان, که دیگر اینگونه نیست.
فکر میکردم هدف همسرم از ازدواج و زندگی مشترک صرفا بچه دار شدن است.
متقابلا،همسرم فکر میکرد که من فردی هستم بیخیال وبی تفاوت،من بچه را دوست ندارم پس به تناسب مادر بچه را هم دوست نخواهم داشت وهر دو علت ومعلول یکدیگرند.
او گله مند بود و میگفت که: عوض شده ام,درکش نمیکنم که بچه داری وپرستاری ۲۴ساعته از کودک کاری بس سخت وطاقت فرساست.
هرچه زمان میگذشت این زاویه فکری و اختلاف دیدگاه بیشتر میشد و روابط زوجیت رو به سردی می گرایید.
این زاویه قضاوت وبرخورد دلسردی آفرید
دلسردی موجب اختلاف و ناسازگاری گردید
ناسازگاری سطح درگیری ومشاجرات را افزایش داد وطلاق عاطفی وپس از آن طلاق واقعی اتفاق افتاد.
نتیجه:
عشق ورزی ودوست داشتن بنیانگذار این ازدواج بود ،دوست داشتنی که پس از ازدواج به تدریج رو به افول و رکود می گذارد،کم رنگ وکمرنگتر آن شور و حال وگرمی اولیه را بر جای گذاشته وعلاقمندیها به نارضایتی ونفرت تبدیل میشود.
تولد فرزند در اغلب قریب باتفاق ازدواجها موجب گرمی, تفاهم ورفع اختلاف میگردد اما دراین مورد نتیجه چیز دیگری است.
تولد فرزند علت این فروپاشی نیست بلکه تغییر نگاه ودیدگاه والدین نسبت به یکدیگر،بی توجهی به انتظارات متقابل،نا آشنایی به شرایط گذار از یک خانواده دونفره به سه نفره ومقتضیات جدید سرنوشت ناخوشایندی را رقم میزند.

www.moshaverekhahan.ir
(مشاوره خواهان)
۰۹۰۳۵۸۲۹۴۶۹

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *